تبليغاتX
THE NIGHT SKY

THE NIGHT SKY

ALL DITAILS ABOUT SKY AND EVERY THING RELATED ON

 كهكشان مارپيچي و گردابي

يك كهكشان گردابي و همدمش با بازوهاي مارپيچي بزرگ كهكشان مارپيچي مسيه 51 به صورت يك پلكان حلزوني شكل در فضا توسط هابل پديدار شد.

اينها در واقع يك مسير باريكي از ستارگان و گازاند كه با غبار پيوند خورده اند. اين عكس از يك كهكشان گردابي است كه در ماه ژانوريه 2005 ميلادي با پيشرفته ترين و حرفه اي ترين دوربين هاي تلسكوپ فضايي هابل پيمايش و پديدار شدند.

اسم اين كهكشان "گرداب" نام گرفته، زيرا ساختمان و تركيب آن همانند يك گرداب واقعي است. سيماي قابل توجه اين كهكشان گردابي دو بازوي آن است. بسياري از كهكشانهاي مارپيچي داراي بيشمار بازوهاي بي قائده اند كه ساختمان مارپيچي مشخص آنها اين كهكشان ها توسط اين بازوها از دست ميرود.

اين بازوها يك هدف مهم و يكپارچه را در كهكشانهاي مارپيچي خود دنبال ميكنند. آنها به عنوان يك كارخانه توليد كننده ستارگان، كه از هيدروژن فشرده و گاز و خوشه هايي از ستارهگان هستند.

در اين كهكشان گرداب، اجتماع خطي كه شروع ميشود با ابرهاي تيره از جنس گاز در لبه هاي اصلي است. سپس در نواحي ستارگان صورتي رنگ حركت ميكنند تا بدخشند و عمرشان با خوشه هاي ستاره اي آبي رنگ تابان در طول لبه بيروني پيايان يابد.

تعدادي از منجمان اعتقاد بر اين دارند كه بازوهاي اين كهكشان گردابي خيلي برجسته است زيرا در اثر رويارويي و برخورد با NGC 5195 اند. اين كهكشان زرد فام در دورترين نقطه خارج در يك نظر اجمالي اوليه، كهكشان بهم پيوسته به عنوان يك چيزي كه كار يدك كش را در بازوها انجام ميدهد ظاهر ميشود. منظره هابل تميز و كاملا ظاهر است، هرچند، نشان ميدهد كه NGC 5195 در حال فاني شدن در پشت كهكشان گردابي هست.

راندگي NGC 5194 توسط نيروي كشش و تپش هاي بالاي موجي در داخل قسمت گرد مانند كهكشان گردابي است. اين موج ها شبيه آب مواج توليد شده در يك تالاب يا يك درياچه وقتي يك تكان نوساني ايجاد ميشود هستند. وقتي موجها از ميان ابرهاي گازي داريره وار در داخل مركز هسته گرد عبور ميكنند، آنها به هم فشرده ميشوند و در نتيجه يك ماده ي گازي ميشوند در طول هر لبه ي داخلي بازوها. ماده ي گرد و خاك تيره شبيه ابرهاي توفاني است.

اين ابرهاي چگال و غليظ متلاشي شده، يك درپا و دنباله از تولد ستاره به عنوان اينكه آنها ستارگان صورتي تابان به نظر ميرسند ميسازند. عاقبت بزرگترين ستاره اين است كه با پيله هاي گرد و غباري با يك جريان از تابش و پرتو افشاني دور ميشوند. خوشه هاي ستاره اي آبي خارج ميشوند و بازوهاي اين كهكشان گردابي همانند يك شهر چراغاني پديدار ميشوند. كهكشان گردابي يكي از محبوبترين اجرام آسماني است. محل اين گرداب در 31 ميليون سال نوري از زمين است.

منبع: گروه نابغه ها

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم اسفند 1385ساعت 10:5 توسط taghva |


دفترچه خاطرات کانون نجوم :

 

سلام به همه دوستان عزیز و همراهان همیشگی وبلاگ نجوم qOMSKY . از این روز به بعد قراره که من براتون خاطرات یا به عبارت دیگه گزارش کارهای کانون نجوم دانشگاه قم را بنویسم امیدوارم که خوشتون بیاد و با نظراتی که می دید من را در این راه همراهی کنید و باعث دلگرمیم بشید.

خب می ریم سراغ  اولین روز خوب کاری و سرنوشت ساز کانون . امروز قرار شد که من به همراه مینا ، بهاره و سارا که ایشون دبیر محترم کانون هستن به مرکز نجوم استان بریم وبرای انجام هماهنگی های لازم جهت برنامه هایی که قراره در هفته نجوم در دانشگاه و در سطح استان برگزار بشه خدمت آقای اصفهانی برسیم . تو راه کلی هماهنگی کردیم که هرکی چه حرفی بزنه و کی چی بگه . وقتی رسیدیم به مرکز اجازه ورود دادند و ما وارد شدیم . اما بشنوید از کفشهای بهاره و سارا که چون بوت پوشیده بودند کلی معطل شدیم تا خانمها بوتها رو در بیارن . کاشکی کار به همین جا ختم میشد وقتی که رفتیم داخل چشمتون روز بد نبیینه ... (این قسمت رو به دلیل رعایت اصول بهداشتی حذف میکنیم)

از این هم که بگذریم می رسیم به صحبتهای مهمی که انجام شد . آقای اصفهانی باز هم دل پری داشت از ناملایماتی که مسئولان با فعالیتهای این مرکز داشتند. لیست برنامه هایی رو که قرار بود در هفته نجوم اجرا بشه به ما دادند و گفتند : ‹ بچه ها این بهترین فرصته که خودتون را نشون بدید ، اعلام موجودیت کنید و با اجرای این برنامه بزرگترین قدم را در اول راهتون بر دارید .›

ایشون راست می گفتن این موقعیت خیلی عالی بود. قرار شد که ما با جناب دکتر محمودی رئیس اجرایی دانشگاه صحبت کنیم تا ایشون همکاری های لازم را با ما انجام بدن و به امید خدا بتونیم این مسئولیت را به عهده بگیریم و به خوبی به انجام برسونیم .

وقتی که آدم از جریان های مخالف که روبروش هستن خسته می شه نیاز به کسی پیدا می کنه که با ایده های نو و سازنده اش و اعتمادی که ایجاد می کنه همراهیش کنه و نیرویی دوباره برای ادامه راه بهش بده و آقای اصفهانی این کپسول فعال کننده گروه ماست که با افکارشون همیشه ما رو همراهی کرده اند و جاداره که در پایان این برگ از خاطراتمون از ایشون تشکر کنیم.   

بعد از این جلسه پربار و اکتیوانه ، من و سارا و مینا یه پروژه انرژیک انجام دادیم و جاتون خالی یه ساندویچکی خوردیمو و هرکدوم با افکاری خلاق و باز به سمت خانه هامون روانه شدیم.

در آخر از همه شما که جزء خوانندگان این بخش از وبلاگ هستید می خوام که برامون دعا کنید تا مشکلاتی که مطمئنا برسر راهمون هست به خوبی و خوشی رفع بشه و مسئولان با برگزاری این برنامه ها موافقت کنن.

 

+ نوشته شده در جمعه بیست و پنجم اسفند 1385ساعت 16:1 توسط Zahra.M.Rad |


 
اخترشناسان با بهره گیری از شبیه سازی های رایانه ای دریافتند که نسل نخستین ستارگان که تا کنون توسط دانشمندان مشاهده نشده اند،باید به طور یکنواخت در سراسر کهکشان راه شیری توزیع شده باشند. 
 
 

اما مشاهدات چیزی دیگری می گویند،بدین ترتیب باز هم ماهیت نسل گمشده ستارگان در پرده ای از ابهام باقی خواهد ماند شکل اینجا است که پس از سال ها مشاهده و بررسی هیچ کس موفق به یافتن نمونه ای از این ستارگان نشده است.

اِوان اسکنیپیکو فوق دکتراى فیزیک نظری موسسه کاولی دانشگاه ایالتی کالیفرنیا و مولف اصلی نتایج تحقیقات در این باره می گوید : بسیاری از اخترشناسان گمان می کردند که عدم یافتن چنین ستارگانی به این خاطر است که ستارگانی که از عناصر سنگین شکل نگرفته اند، از دید ما پنهان هستند.از آنجا که کهکشان ما در ابتدا از درون شکل گرفته و سپس به بیرون گسترش یافته، در نتیجه ستارگان قدیمی هم اکنون در مرکز کهکشان قرار دارند و غیر قابل مشاهده می باشند.اما در حال حاضر مرکز کهکشان مملو از ذرات گاز ، غبار و ستارگان تازه شکل گرفته می باشد و یافتن شمار اندکی از ستارگان قدیمی در آن، بسیار مشکل است.

این نسل از ستارگان نخستین در مقایسه با ستاره های کنونی مانند خورشید ، باید ظاهری بسیار متفاوت داشته باشند.همان طور که پیش از این نیز اشاره شد ،تا کنون هیچ بازمانده ای از جمعیت این ستارگان یافت نشده است.

 

یکی از توضیحاتی که برای مدت ها پیرامون این عدم هم خوانی وجود داشت، این بود که ستارگان نخستین باید جایی در مرکز کهکشان گرد آمده باشند، اما بنا بر مشاهدات اخیر این امر بسیار غير محتمل‌ است.

اکسیژن ، کربن و بسیاری از عناصری که ما همه روزه در زمین با آنها روبرو هستیم، در ستارگان شکل گرفته اند تا در انفجار بزرگ.

براد گیبسون مدیر بخش اختر فیزیک نظرى دانشگاه مرکز لانکوشیر انگليس و همکار مولف در این باره می گوید: اما این عناصر سنگین در مرکز ستارگان ساخته شده و در زیر گاز های سطحی مدفون می مانند و سرانجام به هنگام انفجار مرگ بار ستاره آزاد می شوند، در نتیجه زمانی که شما به چنین ستاره ای می نگرید، در واقع عناصری را می یابید که به هنگام تولد ستاره وجود داشته اند ؛ این بدان معنا است که ستارگانی باقی مانده از نسل نخستین به هنگام حیات، کماکان هیچ نشانی از عناصر سنگین آشکار نمی سازند.

 

 
نمایی شبیه سازی شده از پراکندگی ستارگان

 

در این تصویر نحوه پراکندگی قدیمی ترین ستارگان (بالا) با پراکندگی کل ستارگان نخستین کهکشان (پایین) مقایسه شده است. در حالیکه ستارگان اولیه در مرکز کهکشان گرد آمده اند و به سختی قابل آشکار سازی هستند،ستارگان جوان تر که از گاز تشکیل شده اند و در آنها عناصر سنگین وجود ندارد، در سراسر کهکشان به طور یکنواخت پراکنده شده اند.این حقیقت که تا کنون هیچ نمونه ای ستارگان نخستین یافت نشده است، آگاهی از مواد تشکیل دهنده  آنها و نحوه شکل گیری شان را بسیار مشکل می نماید.

گروه تحقیقاتی با انجام شبیه سازی هایی بسیار دقیق پیرامون نحوه شکل گیری کهکشان راه شیری، موفق شدند علاوه بر باز سازی تاریخ و مکان شکل گیری ستارگان در گذر زمان،به ترکیب شیمیایی گاز هایی که بواسطه(در درون) ستارگان تشکیل شده، پی ببرند.

دیسوک کاواتا اخترشناس رصدخانه کارنگی شهر پاسادنا واقع در ایالت کالیفرنیا و همکار مولف در این باره می افزاید:ما دریافتیم  زمانی که ستارگان بسیار پیر در انزدیکی مرک کهکشان در حال مرگ هستند، بسیار طول می کشد تا عناصر سنگین به گاز های بیرونی راه یابند.به بیان دیگر در حالی که  همه ستارگان قدیمی در نزدیکی مرکز کهکشان از بین می روند، شمار زیادی از ستارگانی که فقط محتوی عناصر نخستين‌ می باشند در زمانی نزدیک در سراسر کهکشان شکل گرفته اند. بدین ترتیب ستارگان اصلی باید همه جا وجود داشته باشند.

 

از  آنجا که ستارگانی که در حاشيه(دور از مرکز) کهکشان در حال شکل گیری هستند ، با تلسکوپ های امروزی به راحتی آشکار می شوند،باید دلیلی دیگر برای باقی نماندن نسل اولیه ستارگان وجود داشته باشد.

کریس بروک همکار محقق و دانشمند دانشگاه واشنگتن و همکار مولف در پایان خاطر نشان کرد :شاید آنها ستارگان بسیار پر جرمی بوده اند و نتوانسته اند بری مدت زیادی دوام بیاورند.شاید موضوع چیز دیگری است و ما از آن بی خبریم.پاسخ هرچه که باشد، مطالعه حاشيه کهکشان ما حرف های زیادی پیرامون نسل گمشده ستارگان برای گفتن دارد.

 

آندره فرارا از مدرسه بین المللی تحصیلات پیشرفته شهر تریست و رافائلا شینایدر از رصدخانه آرکتری شهر فلورانس ایتالیا در این تحقیقات همکاری داشته اند.

نتایج این تحقیقات در دسامبر سال 2006 میلادی در ژورنال اختر فیزیک به چاپ رسید. 

 

+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385ساعت 14:45 توسط taghva |


مرگ بزرگترين ستاره كهكشان راه شيري

 

 مترجم: ناصرگوهـرى


بزرگ ترين ستاره كهكشان ما در داخل يك پيله قرار دارد و اين پيله به شكل توپ راگبي است. از سال 1891 تا به حال ستاره ETA Carinae متحمل انفجارهايي تماشايي شده است. ستاره شناسان از اتفاق هايي كه در اين ستاره غول آسا روي مي دهد، بسيار متعجب شده اند.

با وجود تلاش بسيار زياد دانشمندان، جزئيات اين ستاره ناپايدار به خاطر فاصله بسيار زياد آن از زمين، تا به حال فاش نشده است. اين ستاره عظيم كه در فاصله 7500 سال نوري از زمين قرار دارد، توسط توده هاي عظيمي از گاز و گرد و غبار كهكشان راه شيري احاطه شده است.دو توده ابري بزرگ به شكل قارچ از اين ستاره خارج شده است كه هر كدام از اين توده هاي ابرمانند، صدها برابر بزرگ تر از كل منظومه شمسي ما هستند.

اما اخيرا و براي اولين بار به كمك تداخل سنجي مادون قرمز با استفاده از ابزار VINCI امكانات جديدي براي بررسي هرچه دقيق تر ستاره فراهم شده است. يك تيم بين المللي از ستاره شناسان به كمك ابزار جديد، روي قسمت هاي داخلي ناحيه ابرمانند متمركز شدند. روي وان بوكل (Roy Van Bockel) رهبر تيم مذكور مي گويد: نتايج به دست آمده از مشاهدات اخير نشان مي دهد كه گازهاي اطراف ستاره به شدت در حال امتداد يافتن هستند. از طرف ديگر خود ستاره هم به خاطر چرخش بسيار سريع به دور خودش، بسيار ناپايدار شده است.

ETA Carinae درخشانترين ستاره شناخته شده در كهكشان راه شيري است و مي توان گفت كه يك ابرغول واقعي است. اين ستاره 100 بار سنگين تر از خورشيد است، اما درخشندگي آن 5 ميليون برابر خورشيد است.

اكنون اين ستاره به آخرين مرحله از زندگي خود نزديك شده است و لحظه به لحظه فوران هاي مهيبي را تحمل مي كند. يكي از انفجارهاي بزرگ در سال 1841 روي داد و باعث شد كه توده اي ابري به شكل دو قطبي زيبايي ايجاد شود. توده مذكور را Homunculus مي نامند.

در شبي كه انفجار مذكور روي داد، ETA Carinae دومين ستاره درخشان در آسمان آن شب بود، و تنها ستاره روشن تر از غول بزرگ ستاره شباهنگ (Sirius) بود.اين ستاره چنان بزرگ است كه اگر در مركز منظومه ما واقع مي شد مركز منظومه تا مدار مشتري را به خود اختصاص مي داد.

البته اين اندازه بزرگ گاهي هم دچار تغيير مي شود، زيرا لايه هاي بيروني ستاره پيوسته در حال پرتاب شدن به فضا هستند. علت اين واقعه، فشار ناشي از برخوردهاي فوتوني مربوط به اتم هاي گازي داخل ستاره است.مي دانيم كه بسياري از ستارگان و از جمله خورشيد رفته رفته جرم خود را از دست مي دهند و انرژي را به صورت بادهاي ستاره اي تابش مي كنند.

اما كاهش جرم در ستاره ابرغول بسيار فشرده تر از حد معمول است. اين ستاره در هر سال جرمي معادل 500 برابر جرم زمين را از دست مي دهد. در اين حالت بسيار سخت است كه ميان خود ستاره و ابرهاي گازي كه اطراف ستاره را در بر گرفته است، مرزي قايل شد. VINCI NAOS- CONICA دو دستگاه حساس به تابش پرتو مادون قرمز هستند كه روي تلسكوپ بزرگ ESO در رصدخانه پارانال (Paranal) نصب شده اند. با استفاده از اين ابزارها، ناحيه اطراف ستاره كه همان محوطه گازي است، مورد بررسي قرار گرفت.

ستاره شناسان با مشاهده داخلي ترين قسمت هاي ناحيه ابري اطراف ستاره، توانستند بعضي از تركيبات اين محوطه را شناسايي كنند.تيم ستاره شناسان ابتدا از دوربين اپتيكي قابل تنظيم ابزار NAOS- CONICA كه روي يك تلسكوپ 2/8 متري نصب شده است براي تصويربرداري از فضاي اطراف ستاره استفاده كردند.

تصوير حاصل از اين روش نشان داد كه ناحيه مركزي توده سحابي از ماده اي پر شده است كه شبيه يك چشمه نور نقطه اي به نظر مي رسد و اطراف آن را حباب هاي نوراني بسيار زيادي فرا گرفته است. در قدم بعدي براي به دست آوردن منظره اي واضح تر، ستاره شناسان از تداخل سنجي استفاده كردند.

در اين تكنيك از دو يا چند تلسكوپ براي به دست آوردن تفكيك زاويه اي استفاده مي شود. اگر از تكنيك فوق استفاده نشود براي به دست آوردن تفكيك زاويه اي مشابه بايد تلسكوپي به قطر فاصله ميان تلسكوپ هاي به كار رفته استفاده شود. براي بررسي دقيق روشنايي ستاره، تلسكوپ هاي 2/8 متري كارايي لازم را نداشتند و همين امر باعث روي آوردن ستاره شناسان به استفاده از تداخل منبع VINCI بود.

طي شب هاي متعددي، دو تلسكوپ كوچك ستاره ETA Carinae را زيرنظر داشتند و پرتوهايي را كه از ستاره دريافت مي كردند به يك كانون مشترك مي تاباندند. با اين ترفند، سنجش اندازه زاويه اي اين ستاره ميسر شد. با اين روش ها دانشمندان توانستند كه در تصاوير گرفته شده ناحيه مربوط به فضاي ابري اطراف ستاره را شناسايي كنند و با حذف آن از تصويرهاي به دست آمده شكل واقعي ستاره نمايان شد.

با استفاده از تكنيك هاي نوين ستاره شناسان موفق شدند اطلاعات فضايي را در مقياس 005/0 آرك ثانيه با جزئيات كامل به دست آورند اين مقدار معادل 11 واحد نجومي است و هر واحد نجومي برابر 1650 ميليون كيلومتر است. با اين محاسبات بود كه معلوم شد اندازه واقعي شعاع ستاره از مركز منظومه ما تا مدار مشتري است.

اگر بخواهيم مثالي ساده براي درجه تفكيك به دست آمده بزنيم مي توان گفت كه اين كار ستاره شناسان معادل تشخيص يك تخم مرغ از توپ بيليارد از فاصله 2000 كيلومتري است.مشاهدات VLTI مايه تعجب هرچه بيشتر ستاره شناسان شد. آنها دريافتند كه گاز اطراف ستاره به طرز شگفت آوري در حال امتداد يافتن است. اين امتداد متقارن نيست و در طول دو محور انجام مي شود، به طوري كه امتداد در راستاي يكي از محورها يك ونيم برابر محور ديگر است.

باتوجه به تئوري هاي جاري، ستاره ها بيشتر جرم خود را در ناحيه استوايي از دست مي دهند. اين وضعيت به اين خاطر است كه در ناحيه استوايي گاز خارج شونده از ستاره به خاطر نيروي گريز از مركز شتاب بيشتري به دست مي آورد.

اگر وضعيت گفته شده درباره ETA carinae هم درست باشد، بايد محور چرخش ستاره كه از قطب هاي ستاره مي گذرد، عمود بر ابر قارچي شكل باشد. اما از طرف ديگر غيرممكن به نظر مي رسد كه ابرهاي قارچي همانند پرهاي چرخ در اطراف ستاره باشند درواقع توده گازي خارج شده از ستاره در سال 1841 به شكل حلقوي يا هلالي بود.سرنوشت اين قبيل ستاره هاي بزرگ توسط نظريه پردازان پيش بيني شده است. فرض قوي اين است كه ستاره به خاطر چرخش سريع از حالت كروي خارج خواهد شد و پهن تر خواهد شد در نتيجه نقاطي كه به مركز ستاره نزديك تر مي شوند بيشتر گرم مي شوند، زيرا به نواحي گداخت نزديك تر مي شوند.

در نتيجه لايه هاي بيروني در اين محوطه ها گرماي بيشتري به دست خواهند آورد و با شتاب بيشتري نسبت به ناحيه استوايي از ستاره جدا خواهند شد. با فرض اينكه اين مدل درست باشد ستاره شناسان سرعت چرخش ستاره به دور خودش را حساب كردند. نتيجه محاسبات نشان دادند كه ستاره با سرعتي معادل 90درصد سرعت ماكزيمم در حال چرخش است. سرعت ماكزيمم، سرعتي است كه اگر ستاره به آن سرعت برسد، متلاشي خواهد شد. پس اين ستاره به پايان عمر خود بسيار نزديك شده است.

ETA Carinae انفجار مشابه ديگري را در سال 1890 تجربه كرده است و اينكه انفجارهاي مشابه ديگر چه موقع روي خواهند داد هنوز به درستي معلوم نيست. اما آنچه كه قطعي است اين است كه اين غول بزرگ بسيار ناپايدار شده است و مدت زيادي دوام نخواهد آورد. در حال حاضر اين ستاره جرم خود را با چنان سرعت زيادي از دست مي دهد كه حتي اگر متلاشي نشود تمام جرم آن ظرف 100 هزار سال آينده تمام مي شود.

اما احتمال زياد اين است كه ستاره قبل از نابودي كامل به ابرنواختر تبديل شود. در آن هنگام است كه چنين اتفاقي خواهد افتاد حتي اگر روز باشد با چشم غيرمسلح اين ستاره قابل رويت خواهد شد. اين اتفاق در مقياس زماني نجومي بسيار زود روي خواهد داد. شايد در همين 10 تا 20 هزار سال آينده.

منبع :www.sharghnewspaper.com

 

+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385ساعت 14:40 توسط taghva |


معجزات علمي قرآن در كيهان شناسي!
عمر دنیا و زمین و انبساط آن (بیگ بنگ) - سیاه چاله ها و ستاره های نوترونی همگی گوشه ای از معجزات قرآن است!



[ نجوم و اخترفيزيك ]

"بسم الله الرحمن الرحيم" 

معجزات علمي قرآن در كيهان شناسي!

عمر دنيا  و زمين و انبساط آن (بيگ بنگ) -  سياه چاله ها و ستاره هاي نوتروني همگي گوشه اي از معجزات قرآن است!

نسبت عمر دنيا به عمر زمين:

سوره ي 50 (ق): آيه ي 38:

"ما آسمان ها و زمين و آنچه در ميان آنهاست در شش روز آفريديم و هيچ گونه رنج و سختي اي به ما نرسيد"

سوره ي 41 (فصلت): آيه ي 9:

"بگو: آيا شما به آن كس كه زمين را در دو روز آفريد كافر هستيد و براي او همانندهايي قرار مي دهيد؟ او پروردگار جهانيان است!"

 

امروزه دانشمندان با توجه به شواهد موجود عمر زمين را 4.5 ميليارد سال پيش بيني مي كنند.

اين در حالي است كه عمر دنيا 13.5 ميليارد سال برآورد شده است.

در قرآن آمده كه زمين در دو روز و دنيا در شش روز خلق شد. (عمر دنيا 3 برابر عمر زمين است).

اگر اين موضوع را با شواهد عيني امروز مقايسه كنيم هيچ كمبودي ديده نمي شود!

عمر دنيا (13.5 ميليارد سال) را بر عمر زمين (4.5 ميليارد سال) تقسيم كنيد.

جواب 3 بدست مي آيد.

اين بدان معناست كه علم امروز نيز به اين مسئله رسيده كه عمر دنيا 3 برابر عمر زمين است!

 

سياه چاله ها و ستاره هاي نوتروني: 

سوره ي 86 (طارق): آيات 1 تا 3:

"سوگند به آسمان و كوبنده ي شب! و تو نمي داني كوبنده ي شب چيست. همان ستاره ي ثاقب است!"

 در عربي "ثقب" به معناي چاله و "ثاقب" به معناي چيزي است كه چاله را ايجاد مي كند.

نسبيت عام پيش بيني مي كند كه سياه چاله ها از ستاره هاي نوتروني بوجود مي آيند. ستاره هاي نوتروني اكثرا قابل رويت نيستند و تنها با امواج راديويي (پالس ها) رصد مي شوند.

امواج دريافتي از اين ستاره ها طوري به نظر مي رسد كه كسي به جايي مي كوبد! (ستاره ي كوبنده).

باور نداريد؟ گوش كنيد!

قرآن در آسمان ستاره اي كوبنده را معرفي مي كند كه ثاقب است. (چاله ايجاد مي كند).

كلام واضح قرآن در اين مورد جايي براي شك نمي گذارد!

 

بيگ بنگ – بيگ كرانچ و انبساط دنيا:

سوره ي 55 (الرحمن): آيه ي 37:

"آسمان ها روزي دوباره شكاف برمي دارند و مانند گل سرخي باز مي شوند!"

سوره ي 51 (الذاريات): آيه ي 47:

"و ما آسمان ها را با قدرت خود بنا كرديم و همواره آن را وسعت مي بخشيم!"

سوره ي 21 (الانبيا): آيه ي 104:

"در آن روز كه آسمان را چون طوماري در هم مي پيچيم هماگونه كه آفرينش را آغاز كرديم آنرا باز مي گردانيم. اين وعده اي است كه بر ماست و قطعا آنرا انجام مي دهيم!"

 

با بيان تئوري بيگ بنگ دانشمندان همواره در صدد گسترش آن بوده اند.

مدتي بعد به كمك تحقيقات عده اي از دانشمندان مشخص شد كه علاوه بر بيگ بنگ پديده اي به نام بيگ كرانچ هم بايد وجود داشته باشد. و همانطور كه دنيا باز شده روزي به همان نقطه ي آغاز جمع مي شود. (انا لله و انا اليه راجعون).

قرآن اين موضوع را در ابتدا به باز شدن يك غنچه ي گل رز تشبيه مي كند و بيان مي دارد كه با قدرت بي انتهاي خويش در حال گسترش (انبساط) دنيا است!

و روزي همانطور كه اين دنيا را باز كرد دوباره مانند طوماري آنرا در هم خواهد پيچيد. (بيگ كرانچ).

 

و اين سخن حقيقت است!

 

منبع اصلي: http://www.speed-light.info

+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385ساعت 14:28 توسط taghva |


KISS - Keep It Simple, Stupid

هنگامي‌که ناسا برنامه‌ي فرستادن فضانوردان به فضا را آغازکرد، با مشکل کوچکي روبرو شد. آنها دريافتند که خودکارهاي موجود در فضاي بدون‌جاذبه کارنمي‌کنند. (جوهرخودکار به سمت پايين جريان نمي‌يابد و روي سطح کاغذ نمي‌ريزد.) براي حل اين مشکل آنها شرکت مشاورين اندرسون (Andersen Consulting Accenture today) را انتخاب‌کردند. تحقيقات بيش‌از يک‌دهه طول‌کشيد، 12ميليون دلار صرف‌شد و درنهايت آنها خودکاري طراحي‌کردندکه در محيط بدون جاذبه مي‌نوشت، زيرآب کارمي‌کرد، روي هرسطحي حتي کريستال مي‌نوشت و از دماي زيرصفر تا 300 درجه‌ی سانتيگراد کارمي‌کرد. ... .

روس‌ها راه‌حل ساده‌تري داشتند: آنها از مداد استفاده‌کردند   

+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385ساعت 13:56 توسط taghva |


کهکشان دنباله دار

 قوی یک خوشه کهکشانی و محیط بسیار خشن اطراف (!) پاره‌پاره شده بزرگ‌ترین تلسکوپ‌های فضایی و زمینی، کهکشانی را به‌تصویر کشیده‌اند که دراثر میدان گرانشی بسیار است 

بزرگ‌ترین تلسکوپ‌های فضایی و زمینی کهکشانی را به‌تصویر کشیده‌اند که دراثر میدان گرانشی بسیار قوی یک خوشه کهکشانی و محیط بسیار خشن اطراف (!) پاره‌پاره شده است. این یافته توانسته‌است بسیاری از ابهام‌های پیش‌روی اخترشناسان را درمورد کهکشان‌های مارپیچی حل کند، این‌که چطور این کهکشان‌های غنی از گاز پس‌از میلیاردها سال به کهکشان‌هایی بیضوی یا نامنظم و بدون گاز تبدیل می‌شوند. این یافته‌ها هم‌چنین فرآیند جدیدی را معرفی کرده‌است که طی آن، میلیون‌ها ستاره بی‌خانمان درون یک خوشه کهکشانی پراکنده می‌شوند.
شبانگاه که به آسمان می‌نگریم، کهکشان‌های بسیاری را با شکل‌های متفاوت در اطراف خود می‌بینیم. تقریبا نیمی از آنها را کهکشان‌های بیضی‌شکل بدون گاز تشکیل می‌دهند که فعالیت‌های تولد ستاره‌ای در آنها بسیار ضعیف است؛ درحالی‌که نیم دیگر، کهکشان‌های مارپیچی و نامنظم غنی از گاز هیدروژن هستند که فعالیت‌های شدید تولد ستارگان در آنها جریان دارد. رصدهایی که تاکنون انجام شده، نشان داده است کهکشان‌های بدون گاز اغلب در نزدیکی مرکز خوشه‌های کهکشانی شلوغ یافت می‌شوند، درحالی‌که مارپیچی‌ها بیشتر عمر خود را در محیط‌های خلوت‌تر سپری می‌کنند.
با ورود تلسکوپ‌های بزرگ به ژرفای جهان، اخترشناسان توانستند ساختار عالم را در روزگاران جوانی‌اش بررسی کنند و متوجه شوند زمانی‌که عالم به نصف سن کنونی‌اش رسیده بود، از هر پنج کهکشان تنها یکی عاری از توده‌های عظیم گاز هیدروژن بود. پس این همه کهکشان عاری از گاز که امروز در اطرافمان می‌بینیم، از کجا آمده‌ است؟
 
 
 
اخترشناسان شک کرده بودند که نوعی فرآیند تبدیل ساختار به‌وقوع پیوسته است، اما به دلیل همین دوره طولانی چند میلیارد ساله موفق نشده بودند چنین فرآیندهایی را مشاهده کنند. اما رصد جدید هابل که به همت گروهی بین‌المللی از اخترشناسان به سرپرستی لوکا کورتز از دانشگاه کاردیف در انگلستان انجام شده است، یکی از بهترین شواهد ممکن را در شناسایی این فرآیند تبدیل ساختار فراهم کرده است. هدف اصلی این تصویر، خوشه کهکشانی آبل2667 بود، اما دانشمندان در این خوشه کهکشانی به کهکشان مارپیچی عجیبی برخوردند که در گوشه بالا-چپ تصویر دیده می‌شود. ترکیب گرانش ماده تاریک، گازهای داغ و صدها کهکشان موجود در این خوشه، این کهکشان مارپیچی را تا حداقل سرعت 3.5 میلیون کیلومتر بر ساعت شتاب داده است و در چنین سرعتی، برخورد با گازهای داغ درون فضای درون خوشه و اثرات جزر و مدی گرانشی خوشه سبب می‌شود توده‌های گاز و ستارگان این کهکشان به سویی دیگر کشیده شوند و کهکشان ریش‌ریش به‌نظر برسد.. شبیه این پدیده را هر روز در اقیانوس‌ها و دریاهای زمین شاهدیم که چگونه گرانش ماه و خورشید، جزر و مد آب دریا را پدید می‌آورند.
کهکشان مارپیچی پاره‌پاره در فاصله 3.2 میلیارد سال‌نوری زمین قرار دارد. ‌به‌دنبال این کهکشان می‌توان رشته‌ای از گره‌های درخشان آبی‌رنگ و نوارهای درهم‌تنیده ستارگان جوانی را دید که تولد و تحولشان در نتیجه تعامل نیروهای جزر و مدی خوشه کهکشانی و مکانیسم دیگری به‌نام فشار برخوردی تهی‌کننده (Ram Pressure Stripping) است. گازهای داغ خوشه کهکشانی آبل2667 را ذرات بارداری تشکیل داده‌اند که دمایشان بین ده تا صد میلیون درجه کلوین است و وقتی به کهکشانی برخورد می‌کنند، توده‌های گاز پرکننده فضایش را به بیرون هل می‌دهند؛ همانند بادهای خورشیدی که گازهای یونیزه گیسوی یک دنباله‌دار را به بیرون هل می‌دهند و دنباله گازی دنباله‌دار را تشکیل می‌دهند. به‌دلیل همین شباهت، اخترشناسان این کهکشان را کهکشان دنباله‌دار نام نهاده‌اند.
بررسی‌ها نشان داده است میلیون‌ها ستاره از کهکشان دنباله‌دار ربوده شده است و این کهکشان مارپیچی در روندی غیرقابل اجتناب، اندوخته گازی و غبار خود را از دست می‌دهد و در آینده‌ای نه‌چندان دور (البته در مقیاس کیهانی) به کهکشانی عاری از گاز و مملو از جمعیتی ستارگان قرمز پیر تبدیل می‌شود؛ اما در میان این همه خرابی، اثرات جزر و مدی گرانش خوشه کهکشانی، بستری مناسب را برای تولد ستارگان در قلب این کهکشان رو به نابودی فراهم کرده است.
اخترشناسان تخمین می‌زنند این دوره تغییر ساختار نزدیک به یک میلیارد سال طول خواهد کشید. آن‌چه تلسکوپ فضایی هابل به تصویر کشیده است، وضعیت این کهکشان پس‌از دویست میلیون سال از آغاز این فرآیند است، زمانی که تنها 20% این فرآیند انجام شده است.
اما این تنها اثر گرانش قدرتمند این خوشه کهکشانی نیست. نمونه‌های متنوعی از خم‌شدن نور اجرام دوردست‌تر و تصاویر کج‌ومعوج نیز دیده می‌شود که در اثر پدیده همگرایی گرانشی ایجاد شده‌اند. کمان موزی‌شکل درخشان و بزرگی که در راست مرکز تصویر دیده می‌شود، تصویری کج اما تقویت‌شده از کهکشانی بسیار دور است که پشت هسته این خوشه قرار گرفته است.
تلسکوپ فضایی هابل این تصویر را در اکتبر 2001 با استفاده از دوربین زاویه‌باز و سیاره‌ای2 (WFPC2) تهیه کرده است که خود از سه نوردهی در فیلترهای آبی، سبز و فروسرخ نزدیک بدست آمده است. اما دانشمندان برای تحلیل دقیق‌تر این تصویر نیاز به اطلاعات بیشتری داشتند و به همین دلیل از تلسکوپ‌های بزرگ زمینی و فضایی دیگری مانند تلسکوپ بسیار بزرگ رصدخانه جنوبی اروپا (ESO-VLT) در شیلی، تلسکوپ فضایی فروسرخ اسپیتزر، رصدخانه تابش‌ایکس چاندرا و تلسکوپ‌های دوقلوی کک در هاوایی نیز برای تصویربرداری از این خوشه کهکشانی استفاده کردند. تلسکوپ‌های VLT برای طیف‌نگاری مریی و نورسنجی فروسرخ مورد استفاده قرار گرفتند. تلسکوپ فضایی اسپیتزر داده‌های نورسنجی فروسرخ میانی را فراهم کرد. رصدخانه فضایی چاندرا نیز اطلاعات پرتو‌های ایکس این خوشه را جمع‌آوری کرد و تلسکوپ‌های دوقلوی کک نیز برای طیف‌نگاری مریی مورد استفاده قرار گرفتند. با بررسی داده‌های طیف‌نگاری مریی می‌توان دما، ترکیب شیمیایی و سرعت شعاعی ستارگان و کهکشان‌ها را اندازه‌گیری کرد. نورسنجی فروسرخ نیز برای اندازه‌گیری درخشندگی و هرگونه تغییرات درخشندگی اجرامی که در طول‌موج‌های فروسرخ تابش می‌کنند، مورد استفاده قرار می‌گیرد.
 
 

+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم اسفند 1385ساعت 10:41 توسط Zahra.M.Rad |


خسوف

مقدمه

در خسوف (ماه گرفتگی) زمین در حرکت مداری خود به دور خورشید سایه‌اش را، که در فضا در سمتی مخالف خورشید ممتد است، به دنبال می‌کشد. سایه زمین به شکل یک مخروط است که قاعده آن مقطع زمین و طول متوسط آن 1،3a80،000 کیلومتر است. طول این سایه ، بر اثر تغییر فاصله زمین از خورشید تا حدود 40000 کیلومتر نسبت به مقدا متوسط تغییر می‌کند. خسوف زمانی اتفاق می‌افتد که ماه وارد مخروط سایه زمین شود.

شرایط وقوع خسوف

وقتی از بالا به دایرة البروج بنگریم به اشتباه گمان می‌کنیم که خسوف باید ماهی یک بار اتفاق افتد. خطای این دید وقتی آشکار می‌شود که از پهلو نگاه کنیم. آنگاه روشن می‌شود که این سه جرم در حقیقت بر یک خط واقع نیستند. ماه در نتیجه میل مدارش با دایرة البروج ، می‌تواند از بالا یا پایین مخروط سایه ، به فاصله‌ای که حداکثر 32،000 کیلومتر می‌شود بگذرد. برای اینکه خسوف برقرار باشد واقع شود باید دو شرط مهم زیر همزمان با یکدیگر برقرار باشند:


  1. خورشید ، زمین و ماه ، باید بر خطی مستقیم واقع باشند یعنی ماه به حالت بدر از زمین دیده شود. این واقعه ماهی یک بار روی می‌دهد.

  2. ماه در حرکت مداریش باید در حال عبور از دایرة البروج ، یعنی در یکی از عقده‌ها باشد.

بیشتر دیده شد که کره ماه نیمی از ماه را در زیر صفحه دایرة البروج به سر می‌آورد و نیم دیگر را بالای آن. دو نقطه‌ای که در آنها ماه صفحه دایرة البروج را قطع می‌کند عقدتین نامیده می‌شود: یکی از این دو عقده رأس (گره شمالی) است و دیگری عقده ذنب (گره جنوبی). خط واصل این دو نقطه را خط عقده‌ها یا خط گره‌ها نامند.

مدت خسوف تصویر

مدت دوام خسوف نسبتا زیاد است، زیرا قطر مخروط سایه زمین در نقطه‌ای که ماه از آن می‌گذرد، در حدود 9،200 کیلومتر است. اگر ماه مخروط را بطور مرکزی قطع کند، نزدیک به دو ساعت در خسوف کامل خواهد بود، زیرا قطر ماه در حدود 3،500 کیلومتر و سرعت متوسط آن 3،200 کیلومتر در ساعت است. سایه زمین ماه را کاملا تاریک نمی‌کند. حتی وقتی که خسوف کامل باشد ماه کاملا مرئی است، ولی رنگ سرخ بی فروغی جای درخشش عادی آنرا می‌گیرد. این فروغ مختصر معمول نور آفتابی است که از جو زمین به داخل مخروط سایه شکسته شده است. اجزای آبی و بنفش نور آفتاب بر اثر پراکندن در جو زمین ،‌ حذف شده‌اند و مولفه‌های سرخ نورند که قرص ماه را اندکی روشن می‌کنند.

خسوف جزئی خسوف

در خسوف جزئی فقط قسمتی از ماه از میان مخروط سایه می‌گذرد. به این ترتیب بریدگی تاریکی در ماه تمام ، در بخش شمالی آن و یا در بخش جنوبی ، پدیدار می‌شود. البته خسوفهای جزئی هم بعد و هم پیش از خسوف کلی نیز واقع می‌شوند. در حدود نیم ساعت طول می‌کشد تا ماه کاملا وارد سایه شود و مدت مشابهی نیز لازم است تا کاملا از سایه بدر آید.

دنباله خسوفها

خسوفها به ترتیب و در دنباله‌هایی چند روی می‌دهند. یک دنباله کامل که شامل 48 یا 49 خسوف می‌شود، حدود 865 سال طول می‌کشد. فاصله زمانی بین دو خسوف متوالی در یک دنباله ..33/6،585 روز است. خسوفهای متوالی شباهت زیادی باهم دارند که دال بر عضویتشان در یک دنباله است. روش بدست آوردن عدد..33/6،585 روز بدین قرار است:


برای آنکه خسوفی تکرار گردد:

  1. ماه باید در حالت بدر باشد. این وضعیت هر 53059/29 روز یکبار تکرار می شود.

  2. خورشید باید نسبت به عقده‌ها در همان مکان قبلی باشد، و این هر 6201/346 روز تکرار می‌گردد.

کوچکترین مضرب مشترک این اعداد 6،585 است، یعنی هر 6،585 روز ماه ، زمین و خورشید وضعیت خسوف قبلی را تکرار می‌کنند. فاصله زمانی ..33/6585 روز به یک ساروس موسوم است که در زبان بابلی قدیم به معنی تکرار است

منبعhttp://daneshnameh.roshd.ir

+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم اسفند 1385ساعت 14:29 توسط taghva |


دقايقی پيش یکی از دوستانم مسئله ای را از مکانیک کوانتومی مطرح کرد. در توضیح مطلب بودم (که مربوط به اثبات قضیه ای بود و استثنائی که در حالت تبهگن دارد) که صحبت به مفاهيمی کشيد که مربوط به خاطراتی و افکاری قدیمی بود. حال می خواهم بخشی از آن افکار را در اینجا تعریف کنم.

  به یاد دارم زمانی که برای اولین بار در دوران نوجوانی با کسرهای مبهم در ریاضیات مقدماتی آشنا شدم افکار جالبی در مورد آن مفاهیم داشتم.از آنجاییکه به خدا ایمان داشتم و عرفان هم از دلم دلربایی می کرد طبعاً در همه و از جمله در آن مفاهیم، به دنبال خدا می گشتم. بگذاريد بدون اطالهء کلام به اصل مطلب بپردازم.

 همه چيز با چند تا فرض شروع می شود:

 

1-  تمام موجودات و به تعبیری ممکنات را با اعداد نشان دهیم. به عبارت دیگر، اعداد نمادی از ممکنات و موجودات باشند.آنها را با x نشان می دهیم.

2-   عدم و نیستی را با صفر نمادگذاری می کنیم.

3-   خدا را با بینهایت نمادگذاری می کنیم.

 

  حال کسرهای 0/0 ، ∞/∞ ، x/0 ،0/x  ، ∞/0 ، 0/∞ ، x/∞ و ∞/x را تعبیر کنید. مثلاً نسبت ما در مقابل خداوند مثل 0=∞/x است که صفر می شود. از منظر ایمان به خدا معنای روشنی دارد. موجودات در مقابل خداوند هیچ (صفر) هستند. بقیه را خودتان تعبیر کنید. فقط برای یادآوری برخی از دوستان، مقدار کسرها را می نویسم:

 

0=∞/x

∞=x/∞

=0∞/0

0=/∞

0/x=0

∞=x/0

مبهم=0/0

مبهم=∞/∞

 

   فکر کنم تعابیر روشن هستند[1]. فقط نسبت عدم با عدم و نسبت خدا با خودش است که مبهم است!. جالبه نه؟!

  در این مطلب هیچ چیز را ادعا نکرده ام و قصد هیچگونه سخن حکیمانه و مطلب مناقشه برانگیزی هم ندارم. این را هم مانند مطلب قبل می توانید بخشی از تخیلات و حتی رؤیاهای من بدانید که زمانی در آن سنین دلم و فکرم را مشغول کرده بود (هر چند رؤیاها هم می توانند حاوی حقیقتی باشند!).

  همیشه صفر و بینهایت به هم ربط دارند. خیلی وقتها به شوخی می گوییم که برای حل یک معادله می توان طرفین را در صفر ضرب کرد. این سخن وراء شوخی ساده اش حاوی نکتهء عمیق تری است. در حقیقت می توان نشان داد که اگر کسرهای 0/0 و ∞/∞، مبهم نبودند همه چیز با همه چیز مساوی می شد!![2] جالب نیست؟ می خواهید جالب تر شود؟ کافیست تعبیر ایمانی آنها را با این جملهء اخیر من بیامیزید تا ببینید به چه نتایجی می رسید. می توان این سخن را به خیلی جاهای دیگر کشاند ولی آنرا به تخیل و اندیشهء خودتان وا می گذارم.

+ نوشته شده در شنبه دوازدهم اسفند 1385ساعت 20:58 توسط taghva |


اگر آفرینش كيهان آگاهانه و هدفمند است ، آيا آفریدگار پيغامي از خود بجاي گذاشته كه بواسطه آن بتوان به رمز آفرينش هستي پي برد؟

پیامی ازافريدگار

طي مقاله اي كه توسط استفان هسو فيزيكدان دانشگاه اوريگان و آنتوني زي فيزيكدان دانشگاه كاليفرنيا (سانتا باربارا) در مجله اختر فيزيك چاپ شد يك ايده در اين مورد مطرح كردند: اخترشناسان مي توانند در ميان پس زمينه ريز موج كيهاني (cosmic microwave background) كه پژواك مهبانگ است بدنبال پيغامي از خالق باشند.اين فيزيكدانان مي گويند تحقيق ما با طرح اين پرسش كاملا علمي كه در واقع اگر پيغامي وجود داشته باشد اين پيغام و واسطه آن چيست سعي در پاسخ به آن دارند. هسو و زي مي گويند خالق ناحيه انبساط را بگونه اي ميزان و تنظيم كرده تا يك پيام دوگاني را در نقاط گرم و سرد پس زمينه ريز موج كيهاني رمزگذاري كند. ناحيه انبساط منطقه اي كه مسئول انبساط كيهان اوليه است. اين دو دانشمند مي گويند كه پس زمينه ريز موج مانند "تابلوئي بسيار بزرگ در گستره آسمان است" كه براي تمامي تمدنها در تمامي كهكشانها قابل روئيت است. به دليل اينكه مناطق مختلف كيهان آنقدر از هم فاصله دارند كه نمي توان تصور كرد ارتباط آنها بطور اتفاقي صورت گرفته بنابراين فقط يك خالق يكتا مي تواند پيغامي را در اين پس زمينه قرار دهد كه براي تمامي تمدنها قابل ردگيري باشد.

با در نظر گرفتن تعداد محدود نواحي ناهمگن آسمان ، هسو و زي محاسبه مي كنند كه اين پيغام مي تواند محتوي 100.000 بيت (bit) اطلاعات باشد. براي مثال يك چنين پيغامي ممكن است قوانين بنيادي فيزيك را آشكار كند. پژوهشهاي فعلي مانند كاوشگر ويلكينسان -كه دماي پرتو اين پس زمينه را با دقت بالائي اندازه مي گيرد- تفكيك زاويه اي و حساسيت كافي براي ردگيري نوسانات حرارتي محدودي كه اين پيغام را رمزگذاري كردند را در اختيار ندارند. اما تجهيزات آينده ممكن است توانائي انجام اين كار را داشته باشند. اين فيزيكدانها اصرار دارند كه دانشمندان داده هاي بعدي مربوط به پس زمينه ريز موج را براي يافتن الگوهاي احتمالي تجزيه و تحليل كنند. داگلاس اسكات و جيمز زيبين از دانشگاه بريتيش كلمبيا در كانادا طي مقاله اي ديگر كه در مجله اختر فيزيك منتشر شد مي گويند كه هسو و زي مقدار اطلاعات رمزگذاري شده در پس زمينه ريزموج را زياد بر آورد كردند.هسو در پاسخ مي گويد" هر دو گروه قبول دارند كه يك پيغام كيهاني در پس زمينه ريز موج رمزگذاري شده است. اما بر سر مقدار حجم اين اطلاعات با هم اختلاف نظر دارند."

 

اصل مقاله  http://skyandtelescope.com/news/article_1647_1.asp 
 

منبع خبر : Skyandtelescope

بر گرفته از parssky

+ نوشته شده در سه شنبه هشتم اسفند 1385ساعت 18:27 توسط taghva |


کهکشان بیضوی

اولين نوع، کهکشان هاي بيضوي (elliptical galaxy) نام دارند، که به شکل بيضي يا دايره مي باشند. علامت اختصاري اين نوع E مي باشد.
بيشترين نوع کهکشاني که وجود دارد، کهکشان بيضوي مي باشد. بعضي از کهکشان هاي بيضوي به شدت کشيده و پهن هستند. براي مشخص شدن ميزان کشيدگي، هابل اين گونه از کهکشان ها را به 8 زير گروه تقسيم کرد. که اين زير گروه ها با علامت هاي E0,E1,E2,E3,E4,E5,E6,E7 نشان داد.
کهکشان هاي بيضوي گروه E0 شکل ظاهري شان بسيار شبيه به دايره است. گروه E1 به مقدار کمي به بيرون کشيده شده اند. گروه E2 داراي کشيدگي بيشتر هستند. و همين طور مقداري کشيدگي بيشتر مي شود تا به گروه E7 مي رسيم که داراي کشيدگي بيش از حد مي باشند. براي مثال براي اين کهکشان ها مي توانيم به کهکشان M105 در صورت فلکي شير ( اسد ) اشاره کرد، اين کهکشان در گروه E1 قرار مي گيرد.
براي مثال در گروه E2 مي توانيم به کهکشان M 60 ( NGC 4649 ) اشاره کنيم. کهکشان M 60 يک کهکشان غول پيکر از نوع بيضوي مي باشد که در صورت فلکي سنبله قرار دارد.
از ميان کهکشان هاي بيضوي گروه E3 مي توان به کهکشان M 86 اشاره کرد. و براي گروه E4 نيز مي توان از کهکشان M 49 (NGC 4472) نام برد. اين کهکشان اولين عضو صورت فلکي سنبله هست که در سال 1771 ميلادي توسط Charles Messier کشف شد.
و به عنوان آخرين مثال براي کهکشان هاي بيضوي، کهکشان M 59 (NGC 4621) را مي توان در نظر گرفت که در گروه E5 قرار دارد. اين کهکشان نيز يکي ديگر از اعضاي صورت فلکي سنبله مي باشد.
 

نام کهکشان NGC 221
شماره کهکشان در ليست اجرام آسماني مسيه M32
نوع کهکشان بيضوي (E2)
قطر کهکشان ______
جرم 3 billion Msun
بُعد 00h 42m 41.8s
ميل +40° 51' 52"
فاصله 2900 (kly)
قدر ظاهري 8.1 (mag)
اندازه ظاهري 7.6'X5.8'
توضيحات در تاريخ 29 اکتبر 1749 ميلادي توسط Le Gentil رصد شد. اين کهکشان در صورت فلکي امراه المسلسله (Andromeda) قرار دارد.

+ نوشته شده در سه شنبه هشتم اسفند 1385ساعت 16:2 توسط Zahra.M.Rad |


کهکشان چیست؟

جهان از بيليون‌ها کهکشان تشکيل شده است که هر کدام از آنها از بيليون‌ها ستاره، گرد و خاک و گاز تشکيل شده است، که همه‌ي اينها به وسيله‌ي نيروي گرانشي در کنار همديگر قرار مي‌گيرند. کهکشان‌ها در سراسر عالم پراکنده شده‌اند، و داراي سايز و اندازه‌ي بسيار بسيار بزرگي هستند. بايد توجه داشت که تمام کهکشان‌ها شبيه يکديگر نيستند و هر کدام از آنها شکلي مخصوص به خود دارند.
در سال 1926 ميلادي منجم معروف، ادوين هابل تصميم گرفت که کهکشان‌ها را بر اساس يک طرح منطقي گروه‌بندي کند. او مي‌توانست اين تقسيم‌بندي را بر اساس رنگ کهکشان‌ها انجام دهد، زيرا کهکشان‌ها داراي رنگ‌هاي مختلفي هستند؛ که اين موضوع را مي‌توانيد در تصويري که توسط تلسکوپ فضايي هابل گرفته شده است و به تصوير فراژرف هابل معروف است، ببينيد.

همچنين مي‌توانست اين تقسيم‌بندي را بر اساس سايز کهکشان‌ها انجام دهد، به اين صورت که کهکشا‌ن‌هاي کوچک را "کهکشان‌هاي کوتوله" و کهکشان‌هاي بزرگ را "کهکشان‌هاي عظيم الجثه" بنامد.
اما هابل تصميم گرفت که اين تقسيم‌بندي را بر اساس تفاوت شکل ظاهري کهکشان‌ها انجام دهد.
ما چهار نوع کهکشان در اطراف خودمان مشاهده مي‌کنيم. که اين به معني اين هست که چهار نوع اصلي کهکشان وجود دارد.
الف) کهکشان‌هاي بيضوي
ب) کهکشان‌هاي مارپيچي
ج) کهکشان‌هاي مارپيچي ميله‌اي
د) کهکشان‌هاي نامنظم
نمودار زير تمام تقسيم‌بندي‌هاي کهکشا‌ني را در خود نشان مي‌دهد. همان طور که در اين نمودار مشخص است گروه S0 حد فاصل بين کهکشان‌هاي بيضوي و مارپيچي مي‌باشد. اين نمودار به Hubble Tuning Fork Diagram معروف است.
 

+ نوشته شده در دوشنبه هفتم اسفند 1385ساعت 13:42 توسط Zahra.M.Rad |


تصویر جدید تلسکوپ فضایی هابل اخرین فریادهای یک ستاره خورشید مانند را نشان می دهدکه در 6 فوریه 2007 توسط دومین دوربین زاویه باز سیاره ای هابل گرفته شده است.   مرگ رنگارنگ یک ستاره خورشید مانند
ستاره با پراکندن لایه های بیرونی گاز خود که مانند پیله کرم ابریشم به دور هسته مرکزی باقیمانده ان شکل گرفته اند، عمر خود را به پایان می برد.نور فرابنفش حاصل ار این ستاره روبه مرگ مواد اطراف آن را درخشان کرده است. ستاره سوخته ای که کوتوله سفید نامیده می شود همان نقطه سفید در مرکز تصویر است. خورشید ما نیز در پایان عمر، خود را با ذرات و گازهای ستاره ای می پوشاند و می میرد- اما نه تا 5 میلیارد سال دیگر.کهکشان شیری ما جایگاه این رویدادهای ستاره ای است که آنها را سحابی سیاره نما می نامیم. این اجرام هیچ ربطی به سیارات ندارند

منجمان قرن 18 و 19 آنها را این چنین نامیدند زیرا از درون تلسکوپ های کوچکشان مانند ابرهایی اطراف سیارات دوری مانند اورانوس و نپتون بودندنامیده شده است. NGC2440 سحابی سیاره نما در این عکس کوتوله سفید مرکز آن یکی از داغ ترین کوتوله های سفید شناخته شده با دمای سطح تقریبا 200000 درجه سلسیوس می باشد. ساختار بی نظم سحابی نشانگر آن است که ستاره مواد درون خود را به تدریج ودر طی چند مرحله به بیرون ریخته است. در طول هر فوران(انفجار) ستاره مواد را در جهات مختلف پخش کرده است. این در شکل پاپیونی آن قابل مشاهده است.

 همچنین سحابی از نظر داشتن ابرهایی از غبار غنی است. برخی از ای ابرها به صورت رگه هایی از ستاره دور شده اند.این سحابی سیاره نما در حدود 4000 سال نوری از ما فاصله دارد و در صورت فلکی کشتی دم قرار دارد.رنگها در تصویر رنگ واقعی مواد به بیرون پرتاب شده هستند. رنگ آبی نشانگر هلیوم، سبز-آبی نشانگر اکسیژن و قرمز نماینده نیتروژن و هیدروژن است.
 
 
برگرفته از سایت انجمن اختروش ایران www.akhtarvash.com

+ نوشته شده در سه شنبه یکم اسفند 1385ساعت 13:51 توسط Zahra.M.Rad |